دوشنبه دهم دی 1386
آهاي!يعني سلام!
آقا من رسما كم آوردم! اين داستان ما و شما هم شده عينهو اين كارتونه... چي بود؟...آها! كايوت و رادرانر!
آخه من ديگه به چه زبوني حاليتون كنم؟ پاشين همتون دسته جمعي خودتون برين بميرين ديگه!يعني چي نداره ... خسته شدم ازتون .... هر كاري كردم يه ذره اين جمعيت و متعادل كنم كه پيش بريم به سوي جهاني شدن و تكنولوژي شدن و مقدمات ظهور آماده كردن!، نشد كه نشد.
قيمت سبد خانوارتونو چند برابر كردم نمردين! هزينه سر پناهتونو كشيدم نافرم بالا فايده نداشت! وسايل درماني و داروييتونو از لحاظ تعداد نصف كردمو از لحاظ قيمت چندين برابر بازم افاقه نكرد!
حالام كه گازتونو قطع كردم تو اين چله ي زمستون؛ باز چرا نميميرين؟
بابا بمير ديگه،بفهم!...بمير!
من الله توفيق
امضاء: قربان شما! پدر ملت!
پ.ن: راستي! حالا كه فهميدين بايد چيكار كنين يه كار ديگم بكنين . تو قبرستونا ما دچار كمبود جاييم . پس بهتره براي رعايت شئونات اسلامي خانواده ها با هم تو يه گور دراز بكشين . باشد كه خداوند اجرتان دهاد!
پ.م
********
در بخشهايي از استان مازندران و سمنان و گلستان تقريبا دو روزه - به علت اينكه برادران تركمنستاني ما احساس كردن كه تو اين زمستون با توجه به سنت مرسوم ، ما بهار داريم و حال و صفا ، پس نيازي به گاز نداريم! ، تصميم گرفتن شير گازمونو ببندن - قعطي گاز ( نه افت فشار) برقراره.در راستاي همين مسئله براي تنوير افكار عمومي ما ناچار به درج نامه ي بالا شديم .
*علي رغم مصاحبه ها و فرمايشات گوناگون حاكي از برطرف شدن مشكل گاز و رفع افت فشار به زعم آقايان! بعد از گذشت 5 روز هنوز شهرها به علت نبود گاز در حالت نيمه تعطيل به سر ميبرن.
ــــ كاش كه اين داستان پينوكيو يه ذره واقعيت داشت!
** راستشو بخواين ديگه خسته شدم . مرخصي استعلاجي بدون حقوق ميخوام!
آقا من رسما كم آوردم! اين داستان ما و شما هم شده عينهو اين كارتونه... چي بود؟...آها! كايوت و رادرانر!
آخه من ديگه به چه زبوني حاليتون كنم؟ پاشين همتون دسته جمعي خودتون برين بميرين ديگه!يعني چي نداره ... خسته شدم ازتون .... هر كاري كردم يه ذره اين جمعيت و متعادل كنم كه پيش بريم به سوي جهاني شدن و تكنولوژي شدن و مقدمات ظهور آماده كردن!، نشد كه نشد.
قيمت سبد خانوارتونو چند برابر كردم نمردين! هزينه سر پناهتونو كشيدم نافرم بالا فايده نداشت! وسايل درماني و داروييتونو از لحاظ تعداد نصف كردمو از لحاظ قيمت چندين برابر بازم افاقه نكرد!
حالام كه گازتونو قطع كردم تو اين چله ي زمستون؛ باز چرا نميميرين؟
بابا بمير ديگه،بفهم!...بمير!
من الله توفيق
امضاء: قربان شما! پدر ملت!
پ.ن: راستي! حالا كه فهميدين بايد چيكار كنين يه كار ديگم بكنين . تو قبرستونا ما دچار كمبود جاييم . پس بهتره براي رعايت شئونات اسلامي خانواده ها با هم تو يه گور دراز بكشين . باشد كه خداوند اجرتان دهاد!
پ.م
********
در بخشهايي از استان مازندران و سمنان و گلستان تقريبا دو روزه - به علت اينكه برادران تركمنستاني ما احساس كردن كه تو اين زمستون با توجه به سنت مرسوم ، ما بهار داريم و حال و صفا ، پس نيازي به گاز نداريم! ، تصميم گرفتن شير گازمونو ببندن - قعطي گاز ( نه افت فشار) برقراره.در راستاي همين مسئله براي تنوير افكار عمومي ما ناچار به درج نامه ي بالا شديم .
*علي رغم مصاحبه ها و فرمايشات گوناگون حاكي از برطرف شدن مشكل گاز و رفع افت فشار به زعم آقايان! بعد از گذشت 5 روز هنوز شهرها به علت نبود گاز در حالت نيمه تعطيل به سر ميبرن.
ــــ كاش كه اين داستان پينوكيو يه ذره واقعيت داشت!
** راستشو بخواين ديگه خسته شدم . مرخصي استعلاجي بدون حقوق ميخوام!
نوشته شده توسط ا د م در ساعت 11:8 | لینک
|
شنبه یکم دی 1386
ميگه: رويا هاي بزرگ..آينده ي روشن!
منو ميگي شدم يه علامت تعجب و سوال باهم!بعدشم يه نيش عظيم!
ديدم هيچي يادم نمياد! چند وقته؟ من روياهام يادم نمياد! (مثه يه بار تو )پس آيندمم يادم نيس!يه وضعيت فوق العاده اسفبار غم انگيز!
*كي حالشو داره با هم هيئتي بشينيم گريه كنيم؟ من كه ندارم!
منو ميگي شدم يه علامت تعجب و سوال باهم!بعدشم يه نيش عظيم!
ديدم هيچي يادم نمياد! چند وقته؟ من روياهام يادم نمياد! (مثه يه بار تو )پس آيندمم يادم نيس!يه وضعيت فوق العاده اسفبار غم انگيز!
*كي حالشو داره با هم هيئتي بشينيم گريه كنيم؟ من كه ندارم!
نوشته شده توسط ا د م در ساعت 11:16 | لینک
|
