دوشنبه بیست و سوم مهر 1386
قبول داشته باشی یا نه انگار تو اون طرف اقیانوس آرام رفتیو من این طرف دریای بالکان!
قبول داشته باشی یا نه انگار تو خیلی بالایی و من در نزدیکی مرکز زمین!
قبول داشته باشی یا نه انگار رنگ و بوی همه چیز تغییر کرده، از عطر گل محمدی تا خرزهره های کنار خیابون!
قبول داشته باشی یا نه انگار دلم هوای محبوب شبم رو کرده، همونی که از بهار بود تا زمستون!
قبول داشته باشی یا نه انگار دیگه نه من، منم و نه تو، تو و نه محبوب شب، محبوب شب!
قبول داشته باشی یا نه انگار ... هیچی! میشه دفتر خاطرات شخصی!
نوشته شده توسط ا د م در ساعت 7:47 | لینک
|
شنبه هفتم مهر 1386
... من جای اونو گرفتم یا اون جای منو!
من پروانه رو خواب دیدم یا پروانه منو!
گاهی مسئله ی زندگی زیاده از حد بغرنج میشه!
* راستش باورم نمیشه که کم شده باشه! مطمئنم ادامه داره ولی چطورشو سر در نیاوردم هنوز!
تیز شدن!
من پروانه رو خواب دیدم یا پروانه منو!
گاهی مسئله ی زندگی زیاده از حد بغرنج میشه!
* راستش باورم نمیشه که کم شده باشه! مطمئنم ادامه داره ولی چطورشو سر در نیاوردم هنوز!
تیز شدن!
نوشته شده توسط ا د م در ساعت 10:30 | لینک
|
یکشنبه یکم مهر 1386
درست مثل تولد یه ققنوسه.
از میون نیستی و یاس ، در کمال ناباوری و اعجاب ، با ابهت و غرور سر بیرون میاره، این ققنوس جوان!
دعای خیر ما بدرقه ی راهش.
* در عجبم همچنان! ولی تصمیم با خودته! باز خوبه بروم میاری!
از میون نیستی و یاس ، در کمال ناباوری و اعجاب ، با ابهت و غرور سر بیرون میاره، این ققنوس جوان!
دعای خیر ما بدرقه ی راهش.
* در عجبم همچنان! ولی تصمیم با خودته! باز خوبه بروم میاری!
نوشته شده توسط ا د م در ساعت 7:22 | لینک
|