تبليغاتX
.
می خواستم زندگی کنم!

حس عجيبيه...
چيزي ميان ماندن و رفتن ... بودن و نبودن... خواستن و نخواستن... نمي دونم!در وصف نيايد!
از اون وقتا كه ترمز ميزني، نگاه ميكني پشت سرتو... مسيري كه اومدي. سرتو بر ميگردوني ... جاده تا بيكران ادامه داره ... اطرافتم ... مه! (حالا مگه مهمه اين وسط؟ مهم حسته!)... يه آن شك ميكني كه بري يا نري... شايد يه ترس پنهان از ناشناخته ها... از چيزي كه ممكنه پيش بياد ... سر درگمي لحظه اي رو حس ميكني؟ يه لحظست ولي همون براي گيج كردنت كافيه!


داشتم فكر ميكردم اگه جنگ بشه چي ميشه.(يه چن روز پيش اعلام كردن كه از اين به بعد كارت پايان خدمت و يا معافيت از خدمت بايد حتما همراه جماعت آقاي مملكت باشه!)
 تو و تو و تو بلند ميشين يا به دلخواه خودتون يا به اجبار دولت ميرين تو جبهه هاي عشق و شهادت!!! اين و اين و اينيكيم ميشينن تو خونه يا ميرن تو هلال احمرو چه ميدونم اينجور جاها (خط مقدم پشت جبهه!) فعاليتهاي روحيه ده به توها رو انجام ميدن.
ولي آخه... ميلنگه يه جاهاي كار! ما تو قرن ۲۱يم؛
ديگه گذشته اون زماني كه ملت ميرفتن سه ساعت تو صف نفت كه باهاش خونه هاشونو گرم كنن و لامپا هاشونو روشن!
ديگه گذشته اون زماني كه برق كه ميرفت كك ملت هم نميگزيد!
ديگه گذشت اون زماني كه ته سرگرميه مردم تلويزيون دو شبكه اي بود اونم با ۱۰ ساعت برنامه!
ديگه گذشت اون زماني كه ملت اطلاعاتشونو فقط از يكي دوتا روزنامه ي وقت و اخبار ساعت ۷ شبكه ۱ و ميزگرد سياسي ساعت ۱۰ همين شبكه بگيرن!
يا خيلي تفاوتهاي واقعا اساسي ديگه!
من نمي دونم ...نميفهمم ... اگه جنگ بشه چي كار ميخوايم بكنيم! واقعا چيكار ميخوايم بكنيم؟ ماهايي كه اينقدر غرقه ايم در دنياي نيمه مدرن خودمون، ماهايي كه اگه همين اينترنتو ازمون بگيرن جونمونو انگار ازمون گرفتن!(بقولت چون معتاديم!).
و تازه اينا همش فقط يه بخش قضيس! ديگه كي ...كدوم مادر...كدوم خواهر... كدوم همسر ... حاضر ميشه عزيزشو بده؟ ديگه كي حاضر ميشه با سلام و صلوات راهيشون كنه كه برن بميرن؟(نه!...شهيد شن!)
دوره ي خيلي چيزا گذشته! اونقدرررررررررررررررررررررررررررررر فاصله هست ميون آرمانهاي دوران كودكيمون با الان كه انگار صدها سال گذشته! انگار كه هيچوقت نبودن! ... هيچوقت!

نوشته شده توسط ا د م در ساعت 10:5 | لینک  | 


خورشيد باش ،

                     تا اگر خواستي بر كسي نتابي،

                                                                نتواني!

 

نوشته شده توسط ا د م در ساعت 9:33 | لینک  |