سه شنبه بیست و دوم اسفند 1385
نوشته شده توسط ا د م در ساعت 23:54 | لینک
|
چهارشنبه شانزدهم اسفند 1385
*می خواهم زندگی کنم!
می خواهم زندگی کند!
می خواهم زندگی کنند!
**می خواستم زندگی کنم !
می خواهم زندگی کند !
می خواهم زندگی کند!
می خواهم زندگی کند
می خواهم زندگی کند ...........
می خواهم زندگی کند!
می خواهم زندگی کنند!
**می خواستم زندگی کنم !
می خواهم زندگی کند !
می خواهم زندگی کند!
می خواهم زندگی کند
می خواهم زندگی کند ...........
نوشته شده توسط ا د م در ساعت 8:14 | لینک
|
شنبه دوازدهم اسفند 1385
نوشته شده توسط ا د م در ساعت 17:38 | لینک
|
سه شنبه یکم اسفند 1385
میگه: میخوام عاشق بشم!
میگم:مگه نیستی ؟
میگه: نه! عاشق یکی دیگه!
میگم: چرا خب؟
میگه: انتقام!!!
میگم:مگه نیستی ؟
میگه: نه! عاشق یکی دیگه!
میگم: چرا خب؟
میگه: انتقام!!!
از وقتی سیاه شده ذهنمو خالی کرده...
***یه مرغ نازی داشتم
خوب نگهش نداشتم
شغال اومد و بردش
رو پا نشست و خوردش
شغال باغ بالا پات بشکنه ایشالّا
...
کلاغ پر
گنجشک پر شغال پیر باغ پر
کبوتر دلم پر گلدون پرگلم پر
چراغ ایوونم پر مرغ شبستونم پر
نوشته شده توسط ا د م در ساعت 16:57 | لینک
|
